خوراک‌ها:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for the ‘روزمره’ Category

ریاضیات کاربردی

آخه تو دیگه چرا؟ تو که «امید ریاضی» بلدی، چرا نمی­دونی که همیشه باس یه کاندوم تو جیب­ات داشته باشی؟

Read Full Post »

حسرت

چقدر سخته که در حوالی 30 سالگی ناگهان با این حقیقت تلخ مواجه شوی که «توانایی دوست داشتن کسی رو نداری»!

Read Full Post »

خدا:

قُتِل الانسانُ ما اکفره
(هیچ آیه­ای مثل این آیه عظمت انسان رو نشون نمی­ده؛ فقط عظمت موجود مفلوکی مثل انسانه که می­تونه خدای بی­نهایت رو این طوری به سیم آخر بکشونه.)

Read Full Post »

چنین گفت زرتشت

          من دست­گیره­ای بر کناره­ی رود ام، آن­که توان درآویختن­ام را دارد، درآویزد! من، چوب­پای شما نیستم.
(نیچه)

Read Full Post »

پسرم!

نادان­ترین و احمق­ترین و خاسرترین و بدبخت­ترین و فلان­ترین انسان کسی است که به داشته­های دیگران غبطه بخورد و ایشان را خوش­بخت بپندارد.

Read Full Post »

همش برمیگرده به «کبد»

(به گفته­ی دلوز) بیماری دردناک نیچه، او را در دهه­ی ماقبل جنون­اش، در مرزهای زندگی قرار داده بود؛ و شاید این زندگی در مرزها و هم­پهلویی مستدام با مرگ، چنین بصیرت و درخششی به افکار رام­نشدنی نیچه بخشیده بود. مگه می­شه من تن­پرور با یک آزادشده­ی از آشویتس در یک سطح از ادراک هستی باشیم؟
کم­کم [...]

Read Full Post »

الهیات حداکثری

سحر ـ در حال پیتزا خوردن ـ ازم می­پرسه: «بابا! خدا پیتزا رو از چی درست کرده؟»!

Read Full Post »

همینه دیگه!

ساعت یک نصفه­شب سحر بیدارم می­کنه و میگه «بابا! از اینجا تا بالای آسمون دوسِت دارم.» کلی ذوق­زده می­شم و می­خوابم. فردا صبح به مامان­اش میگه «مامان! برام پفک می­خری؟ من پفک­و خیلی دوست دارم، از اینجا تا بالای آسمون.» کلی ذوق­ام زده می­شه.

Read Full Post »

بالغ شدن وخلاصی از آن پرورش فلج­کننده­ی عصر حاضر که نفع خود را در جلوگیری از رشد شما می­بیند.
(نیچه)

Read Full Post »

خداااااااااااااا

                    -خارجی- خیابان- گرگ و میش غروب.

Read Full Post »

نوشته‌های قدیمی‌تر »