متناظر با اوليه بودن تاريخي انديشهي اسطورهاي (تعاليهاي رخنهپوش)، در ساحت آگاهيهاي فردي نيز فهم عرفي هر انساني به طور آغازين بر رويکرد طبيعي (تعالي اشياء فيزيکي) قرار گرفته است. کواين اين امر را برآمده از نيازهاي پراگماتيستي افراد انساني ميداند و از اين منظر مطلوبيت و حتي امکان حذف اين اسطوره را (که وي آن را با اسطورهي اعداد اصم مقايسه ميکند) زير سوال ميبرد: «طرح مفهومى فيزيکي به بيان ما از تجربه سادگى مىبخشد چراکه در اين طرح تعداد بسيار زيادي از رويدادهاي حسى پراكنده به اصطلاحاً اشياء منفرد ربط داده ميشود؛ با اين حال، احتمال نمىرود كه هر جملهاى درباره اشياى فيزيکي را بتوان، حتى همراه با تغيير و پيچيدگى، به زبان پديدهشناختى ترجمه كرد. اشياى فيزيکي موجوداتى هستند مفروض كه بيان ما را از سيلان تجربهي حسى سرراست و ساده مىكنند، درست همانطور كه استفاده از اعداد اصم قوانين حساب را ساده مىكند. فقط از ديدگاه طرح مفهومى حساب مقدماتى اعداد گويا، حساب گستردهتر اعداد اصم و گويا وضع نوعى اسطوره مناسب را خواهد داشت كه از صدق واقعي (يعنى حساب اعداد گويا) سادهتر است و با اين حال آن صدق واقعي را به صورت جزئى پراكنده در بر دارد. مشابهاً از ديدگاه پديدهشناختى، طرح مفهومى اشياى فيزيکي اسطورهاى مناسب است كه سادهتر از صدق واقعي است و با اين همه آن صدق واقعي را به صورت جزئى پراكنده در بر دارد.»