(به گفتهی دلوز) بیماری دردناک نیچه، او را در دههی ماقبل جنوناش، در مرزهای زندگی قرار داده بود؛ و شاید این زندگی در مرزها و همپهلویی مستدام با مرگ، چنین بصیرت و درخششی به افکار رامنشدنی نیچه بخشیده بود. مگه میشه من تنپرور با یک آزادشدهی از آشویتس در یک سطح از ادراک هستی باشیم؟
کمکم دارم به این نتیجه میرسم که شاید خدا حق داشت که ما رو در «کبد» آفرید! یکی از واژههای بهیادماندنی شهید آوینی «سیارهی رنج» بود، و یکی از کتابهای شاهکارش «فتح خون». شاید بد نباشه یه دفعه هم قبل از رسیدن محرم ـ همراه با حرکت کاروان غمبار امام حسین (ع) ـ این کتاب رو بخونیم. پیشنهادم همین بود.
سلام حسن جان!
خوب شد اين پستوي انديشه هايت را پيدا كردم . به favarit ام افزودمش.
دستت درد نكنه از بابت نظر قابل تاملت.
سلام برسان