ساعت یک نصفهشب سحر بیدارم میکنه و میگه «بابا! از اینجا تا بالای آسمون دوسِت دارم.» کلی ذوقزده میشم و میخوابم. فردا صبح به ماماناش میگه «مامان! برام پفک میخری؟ من پفکو خیلی دوست دارم، از اینجا تا بالای آسمون.» کلی ذوقام زده میشه.
چهار شنبه, دسامبر 26, 2007 بدست hfatzade
ساعت یک نصفهشب سحر بیدارم میکنه و میگه «بابا! از اینجا تا بالای آسمون دوسِت دارم.» کلی ذوقزده میشم و میخوابم. فردا صبح به ماماناش میگه «مامان! برام پفک میخری؟ من پفکو خیلی دوست دارم، از اینجا تا بالای آسمون.» کلی ذوقام زده میشه.